چالش تدریس کلمات جدید به خردسالان: تجربهای واقعی از کلاس سخت

امروز یکی از کلاسهای سختم رو داشتم و با یه بچه خردسال کار کرد. هی میخواستم بهش کلمهی “jacket” رو یاد بدم، ولی هر کاری میکردم، یاد نمیگرفت! 😅
تکنیکهای مختلف رو امتحان کردم: نشون دادم، کشیدم، حتی بازی و فعالیت گذاشتم، ولی بازم درست نمیگرفت. گاهی خودش کارشو میکرد و من نمیتونستم وسط بازیش وارد بشم. یاد دادن بعضی مفاهیم هم سخت بود. مثلا وقتی میخواستم چیزی رو نشون بدم یا توضیح بدم، هنوز یاد نمیگرفت و اشتباه میکرد. مثلاً یک چیزی میگفتم، اون یه چیز دیگه میگفت. این باعث شد کل ساعت تدریسم سخت و پراسترس بشه.
آخر کلاس اما یه تغییر جالب اتفاق افتاد: بچه دیگه فعال شد، نمیخواست از کلاس بره، کلی انگیزه داشت و سرگرم بود! 😍 من هم که یه خورده خسته بودم، بالاخره حس کردم یه موفقیت کوچیک داشتیم.
در نهایت، یه روز پر از تلاش و غر و کمی خستگی بود، ولی دیدن اون لبخند و انرژی بچه واقعاً ارزشش رو داشت. 🌟


دیدگاهتان را بنویسید