یک کلاس، یک دانشآموز: یادگیری و چالشهای کلاس تکنفره

اولین کلاس من توی موسسه کلاس خصوصی بود که گفتن شش تا پسرن ولی خیلی مودبن. با خودم گفتم اوکی فوقش تریپ خانم هاویشام رو می گیرم اگر شلوغ کردن😂
رفتم سر کلاس یک نفر اومد
گفتم منتظر بشیم بقیه بیان. ده دقیقه حدودی گذشت
رفتم پیش سوپروایزر گفتم شروع کنم با یک نفر؟گفت یعنی تا حالا شروع نکردی؟
ما قوی شروع کردیم زبان آموزم علاقمند و مستعد کلی بالاتر و کاملتر ازکتاب بهش گفتم بازی هم کردیم دو تایی
کلی راضی و خوشحال بودو…
ولی همه ش می پرسید من یک نفرم.و من می گفتم قراره بیان بقیه
و بعد زنگ زدن گفتن کلاست کنسل شده!
نکتهای که یاد گرفتم…
گاهی فکر میکنم چالش فقط تعداد کم دانشآموزهاست، ولی پشتش کلی تجربه و یادگیری هست: چطور با یک نفر کلاس رو جذاب نگه داریم، چطور بازی و فعالیتها رو متناسب با سطح دانشآموز طراحی کنیم، و چطور حتی وقتی برنامه تغییر میکنه، حرفهای بمونیم.
با یک دانشآموز شروع کردم، بازی کردیم، زبان تمرین کردیم، و لحظات خوبی ساختیم. حتی وقتی بعداً کلاسم کنسل شد، فهمیدم که همین لحظات کوتاه و تمرکز روی یک نفر، میتونه تجربهای ارزشمند باشه و اعتماد و انگیزه دانشآموز رو بالا ببره.
حتی یک دانشآموز هم میتونه کلاس رو پر از تجربه و لحظات یادگیری کنه. وقتی فعالیتها متناسب با سطح اون باشه و معلم با صبر و خلاقیت هدایت کنه، کلاس تکنفره میتونه به اندازه یک کلاس پرجمعیت ارزشمند باشه. این تجربه برای هر معلم یادآوری میکنه که تدریس خصوصی، انگیزه دانشآموز و طراحی فعالیت مؤثر کلید موفقیت کلاس هستن.


دیدگاهتان را بنویسید