وقتی فهمیدم رمز موفقیت یک معلم، «همراه شدن با دنیای بچههاست» | Drzzone

من قبل از اینکه کارمو بهطور رسمی تو عرصه آموزش شروع کنم، جستهگریخته کارهایی انجام داده بودم…
به کودک و نوجوان و حتی بزرگسال آموزش داده بودم… از وقتی خودمو شناختم توی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بودم و اونجا برای بچهها کارهای زیادی کرده بودم… با فضا و دنیاشون آشنا بودم...
چند هفته پیش ۲، ۳ تا ساب (معلم جایگزین) بهم خورد و باید جای یه معلم دیگه تدریس میکردم…
کار از دو نظر سخت بود، یکی اینکه بعد سالها قرار بود با این قشر عجیب و غریب رویارویی داشته باشم و دیگه اینکه باید به اندازه معلمشون خوب میبودم…
وقتی وارد کلاس شدم تمام اون تصورات اولیه و ترسناکی که به جوونم چنگ میانداخت از بین رفت، و اونجا بود که متوجه یه چیزی شدم؛
باید با دنیای این بچهها همراه میشدم، دنیای پرعاطفه و معصومانهی بچهها…
به نظرم این رمز موفقیت یک معلمه که با دنیای بچههاش همراه بشه… بچهها چیزی جز این نمیخوان… فقط یکی اونا رو همراهی کنه… و از اون لحظه متوجه شدم که توی مسیر درستی قدم برداشتم…
این تجربه رو برای DrZzone نوشتم؛ جایی برای ثبت همین تجربههای واقعی معلمها، از کلاسهای سخت گرفته تا لحظههایی که یادمون میندازن چرا این مسیر رو انتخاب کردیم.
