درک رفتارهای مقاومتآمیز در کلاس زبان | Drzzone

کودک لجباز یا کودک نگران؟ چگونه مقاومت کودکان را در کلاس زبان بهتر بفهمیم| DrZzone
حتماً برایتان آشناست:
همه بچهها مداد رنگیهایشان را درمیآورند، اما یک کودک دست به مداد نمیزند و میگوید:
«من نمیخوام.»
وقت شعر خواندن، لبهایش را محکم به هم میفشارد.
وقتی نوبت بازی میرسد، کنار مینشیند.
یا در پاسخ به هر پیشنهادی فقط یک کلمه میگوید:
«نه!»
در نگاه اول ممکن است خیلی سریع به این نتیجه برسیم:
«این بچه خیلی لجبازه.»
«همیشه میخواد ساز مخالف بزنه.»
«به حرف معلم گوش نمیده.»
حتی ممکن است رفتار او را بیاحترامی تلقی کنیم.
اما یک سؤال مهمتر وجود دارد:
آیا واقعاً با یک کودک لجباز روبهرو هستیم؟
گاهی بله. اما همیشه نه.
گاهی پشت امتناع کودک از انجام یک فعالیت، ترس از اشتباه، خجالت، اضطراب، احساس ناتوانی، خستگی، نیاز به کنترل یا حتی نارضایتی از خود فعالیت قرار دارد.
برای همین، یکی از مهارتهای مهم معلم کودک این است که بتواند بین رفتار قابل مشاهده و دلیل احتمالی پشت آن رفتار تفاوت بگذارد.
لجبازی چیست؟
در زبان روزمره، وقتی کودک برخلاف درخواست بزرگسال رفتار میکند، معمولاً از واژههایی مثل «لجبازی» یا «یکدندگی» استفاده میکنیم.
اما از نظر آموزشی بهتر است کمی دقیقتر نگاه کنیم.
مقاومت کودک در برابر درخواست معلم میتواند دلایل مختلفی داشته باشد:
تمایل به کنترل و استقلال
نپذیرفتن یک فعالیت
خستگی یا بیحوصلگی
دشوار بودن فعالیت
نیاز به جلب توجه
تجربه ناخوشایند قبلی
ترس از اشتباه یا قضاوت شدن
اضطراب یا ناراحتی
ناتوانی در بیان احساسات و نیازها
بنابراین صرفاً از روی جمله «نه!» نمیتوانیم نتیجه بگیریم که کودک قصد لجبازی دارد.
بهخصوص در سنین پایین، کودکان هنوز در حال یادگیری مهارتهای تنظیم هیجان و بیان خواستههای خود هستند. گاهی رفتاری که از بیرون شبیه مخالفت عمدی دیده میشود، در واقع تنها راهی است که کودک در آن لحظه برای نشان دادن ناراحتی یا ناتوانی خود پیدا کرده است.
—
آیا ممکن است کودک نگران را با کودک لجباز اشتباه بگیریم؟
بله.
فرض کنید از یک کودک میخواهید جلوی کلاس شعر کوتاهی را که تمرین کرده بخواند.
کودک میگوید:
«نه! نمیخونم.»
اگر فقط رفتار را ببینیم، ممکن است فکر کنیم کودک همکاری نمیکند.
اما اگر کمی بیشتر مشاهده کنیم، شاید متوجه شویم که:
دستهایش را به هم فشار میدهد.
به اطراف نگاه میکند.
وقتی اسمش را صدا میزنید سرش را پایین میاندازد.
قبل از پاسخ دادن مکث طولانی دارد.
وقتی یکی از بچهها جواب اشتباه میدهد، با نگرانی به معلم نگاه میکند.
در فعالیتهای دونفره راحتتر از فعالیتهای جلوی کل کلاس شرکت میکند.
اینجا احتمال دارد مسئله اصلی «لجبازی» نباشد.
ممکن است کودک از اشتباه کردن یا دیده شدن توسط دیگران نگران باشد.
پشت رفتار کودک چه چیزی ممکن است پنهان باشد؟
گاهی یک رفتار واحد میتواند از علتهای متفاوتی ناشی شود.
ترس از اشتباه یا قضاوت
رفتار قابل مشاهده:
کودک به سؤال جواب نمیدهد یا از شرکت در فعالیت خودداری میکند.
احتمال پشت رفتار:
«اگر اشتباه کنم، بقیه به من میخندن.»
دشوار بودن فعالیت
رفتار قابل مشاهده:
کودک مداد را کنار میگذارد و میگوید: «نمیخوام.»
احتمال پشت رفتار:
«این کار برام سخته و نمیدونم چطور انجامش بدم.»
گاهی «نمیخوام» در واقع شکل سادهشدهای از «نمیتونم» است.
خجالت یا اضطراب در جمع
رفتار قابل مشاهده:
کودک در فعالیت گروهی شرکت نمیکند.
احتمال پشت رفتار:
«دوست ندارم همه به من نگاه کنن.»
نیاز به استقلال
رفتار قابل مشاهده:
کودک با هر دستور مستقیمی مخالفت میکند.
احتمال پشت رفتار:
«میخوام خودم هم در تصمیمگیری نقش داشته باشم.»
در این حالت، دادن انتخابهای محدود و واقعی میتواند بهتر از وارد شدن به یک کشمکش قدرت باشد.
ناراحتیای که ارتباط مستقیمی با کلاس ندارد
رفتار قابل مشاهده:
کودک اخمو، کمحرف یا بیحوصله است و در فعالیتها شرکت نمیکند.
احتمال پشت رفتار:
ممکن است اتفاقی خارج از کلاس روی حال او تأثیر گذاشته باشد.
معلم لازم نیست فوراً علت را پیدا کند. کافی است رفتار را شخصی نکند و با کمی انعطاف با کودک برخورد کند.
از کجا بفهمیم کودک واقعاً با یک فعالیت مشکل دارد یا مسئله عمیقتری وجود دارد؟| DrZzone
هیچ نشانه واحدی پاسخ قطعی به ما نمیدهد. بهتر است معلم به الگوهای رفتاری توجه کند.
۱. رفتار در چه موقعیتهایی اتفاق میافتد؟
از خودتان بپرسید:
آیا کودک فقط هنگام شعر خواندن مخالفت میکند؟
فقط هنگام نوشتن؟
فقط وقتی باید جلوی کلاس صحبت کند؟
یا تقریباً در تمام فعالیتها؟
این تفاوتها اطلاعات مهمی در اختیار معلم قرار میدهند.
مثلاً اگر کودک در بازی و فعالیتهای دونفره فعال است اما هنگام صحبت کردن جلوی کل کلاس کنار میکشد، احتمالاً باید به عواملی مثل فشار اجتماعی یا ترس از قضاوت بیشتر توجه کنیم تا اینکه صرفاً او را «لجباز» بدانیم.
—
۲. قبل و بعد از رفتار چه اتفاقی میافتد؟
یکی از سؤالهای مفید برای معلم این است:
«درست قبل از اینکه کودک مخالفت کند، چه اتفاقی افتاد؟»
مثلاً:
معلم از او خواست بلند صحبت کند → کودک مخالفت کرد.
معلم فعالیت سختتری شروع کرد → کودک مدادش را کنار گذاشت.
یکی از بچهها به اشتباه او خندید → کودک دیگر در فعالیت شرکت نکرد.
بررسی این اتفاقها کمک میکند به جای حدس زدن درباره شخصیت کودک، شرایطی را که رفتار در آن رخ میدهد بهتر بشناسیم.
۳. به نشانههای غیرکلامی توجه کنید
کودکان همیشه نمیتوانند بگویند:
«من از اشتباه کردن جلوی بقیه میترسم.»
اما ممکن است بدنشان این احساس را نشان دهد.
برای مثال:
پایین انداختن سر
دوری از تماس چشمی
بیقراری
دستکاری مداوم وسایل
مکث زیاد قبل از پاسخ
نزدیک شدن به یک فرد آشنا
ساکت شدن ناگهانی
البته هیچکدام از این نشانهها به تنهایی به معنای اضطراب نیستند. مهم، مجموعه رفتارها و تکرار آنها در موقعیتهای مشخص است.
اگر کودک مضطرب یا نگران به نظر میرسد، چه کنیم؟
اگر احساس کردیم پشت مقاومت کودک ممکن است نگرانی یا ترس وجود داشته باشد، هدف اصلی نباید این باشد که فوراً او را وادار به انجام فعالیت کنیم.
اول باید شرایط را برای مشارکت دوباره، قابل تحملتر کنیم.
۱. احساس کودک را نادیده نگیریم
میتوانیم بگوییم:
«میدونم خوندن جلوی همه شاید برات سخت باشه.»
یا:
«فکر کنم این فعالیت یه کم برات سخته.»
این جمله به معنای تأیید تمام رفتارهای کودک نیست. فقط نشان میدهد که احساس او دیده شده است.
۲. از قدمهای کوچک شروع کنیم
اگر خواندن شعر جلوی کل کلاس برای کودک سخت است، شاید لازم نباشد از همانجا شروع کنیم.
میتوانیم مسیر را کوچکتر کنیم:
اول با معلم تمرین کند.
بعد با یک دوست.
بعد در یک گروه کوچک.
و در نهایت، اگر آمادگی داشت، جلوی گروه بزرگتر اجرا کند.
هدف این نیست که کودک برای همیشه از موقعیت دشوار دور نگه داشته شود؛ هدف این است که مشارکت را به شکل تدریجی و قابل مدیریت تجربه کند.
۳. با کودک در برابر مشکل متحد شوید، نه در برابر خودش
به جای:
«چرا این کارو نمیکنی؟»
میتوان گفت:
«بیا ببینیم چطوری میتونیم این کارو برات راحتتر کنیم.»
یا:
«دوست داری اول با من تمرین کنی یا با دوستت؟»
این تغییر کوچک در زبان معلم میتواند فضای تعامل را از «معلم در برابر کودک» به «معلم و کودک در برابر مشکل» تبدیل کند.
۴. تلاش را ببینید، نه فقط نتیجه را
اگر کودک همیشه از فعالیت فرار میکرده و امروز فقط وسایلش را آماده کرده است، همان قدم کوچک ارزش توجه دارد.
مثلاً:
«دیدم امروز مداد رنگیهات رو خودت آوردی و شروع کردی. این پیشرفت مهمیه.»
بازخورد دقیق به کودک نشان میدهد که معلم فقط منتظر نتیجه نهایی نیست.
اگر کودک واقعاً مقاومت میکند چه؟
حتی اگر متوجه شویم مسئله اضطراب نیست و کودک واقعاً در برابر فعالیتها مقاومت میکند، باز هم فریاد، تهدید، تحقیر یا وارد شدن به جنگ قدرت راهحل مناسبی نیست.
معلم همچنان میتواند مهربان و در عین حال قاطع باشد.
انتخابهای محدود بدهید
به جای:
«همین الان انجامش بده.»
میتوان گفت:
«میخوای اول رنگآمیزی رو شروع کنی یا اول کلمهها رو بنویسیم؟»
کودک همچنان در چارچوب فعالیت قرار دارد، اما احساس میکند در انتخاب ترتیب کار نقش دارد.
قوانین را روشن نگه دارید
مثلاً:
«اول فعالیت رو تموم میکنیم، بعد میریم سراغ بازی.»
این جمله با تهدید متفاوت است. معلم صرفاً ترتیب فعالیتها را مشخص میکند.
در رفتار خود ثبات داشته باشید
اگر یک روز مخالفت کودک باعث شود قانون کنار گذاشته شود و روز دیگر همان رفتار با عصبانیت پاسخ بگیرد، کودک نمیتواند پیشبینی کند چه اتفاقی خواهد افتاد.
ثبات معلم، هم برای مدیریت کلاس مهم است و هم به کودک کمک میکند محیط را بهتر پیشبینی کند.
—
جملههایی که میتوانند به جای درگیری، راه گفتوگو را باز کنند
گاهی فقط تغییر چند کلمه، فضای کلاس را عوض میکند:
«حتماً یه دلیلی داره که الان نمیخوای این کارو بکنی. دوست داری بهم بگی؟»
«من اینجام که کمکت کنم.»
«لازم نیست یکدفعه همهش رو انجام بدی؛ بیا از یه قسمت کوچیک شروع کنیم.»
«دوست داری خودت انتخاب کنی از کدوم قسمت شروع کنیم؟»
«اشتباه کردن اشکالی نداره؛ با هم دوباره امتحانش میکنیم.»
یک نکته مهم برای معلمان زبان| DrZzone
گاهی ما بیش از حد روی انجام شدن فعالیت تمرکز میکنیم.
باید شعر خوانده شود.
باید نقاشی تمام شود.
باید بازی انجام شود.
باید کودک جواب بدهد.
اما گاهی سؤال مهمتر این است:
«چرا این کودک در این لحظه نمیتواند یا نمیخواهد وارد فعالیت شود؟»
این سؤال به معنای کنار گذاشتن قوانین یا اجازه دادن به کودک برای انجام ندادن همه چیز نیست.
معلم همچنان مسئول مدیریت کلاس است. اما وقتی دلیل احتمالی مقاومت را بهتر میفهمد، میتواند واکنش دقیقتری انتخاب کند.
چه زمانی بهتر است موضوع را جدیتر پیگیری کنیم؟
اگر مقاومت، کنارهگیری یا ترس کودک شدید، مداوم و در موقعیتهای مختلف باشد، یا به شکل قابل توجهی روی یادگیری، ارتباط با دیگران یا حضور او در کلاس تأثیر بگذارد، بهتر است معلم موضوع را با والدین در میان بگذارد و در صورت نیاز از متخصص مربوطه کمک گرفته شود.
معلم نباید صرفاً بر اساس چند رفتار، برای کودک تشخیص روانشناختی بگذارد.
وظیفه معلم این است که مشاهده کند، الگوها را بشناسد، محیط یادگیری را تنظیم کند و در صورت نیاز موضوع را به مسیر حمایتی مناسب ارجاع دهد.
—
جمعبندی | DrZzone
هر کودکی که میگوید «نه»، لزوماً لجباز نیست.
گاهی «نه» یعنی:
«میترسم اشتباه کنم.»
گاهی یعنی:
«این کار برای من سخته.»
گاهی یعنی:
«دوست ندارم همه به من نگاه کنن.»
و گاهی هم واقعاً یعنی:
«من این فعالیت رو نمیخوام انجام بدم.»
کار معلم این نیست که پشت هر «نه» یک مشکل پنهان پیدا کند؛ بلکه باید قبل از برچسب زدن، رفتار را در بافت خودش ببیند و الگوی آن را بشناسد.
در کلاس زبان، جایی که کودک باید بارها صحبت کند، اشتباه کند، بازی کند و در برابر دیگران مشارکت داشته باشد، این نگاه اهمیت بیشتری پیدا میکند.
گاهی لازم است به جای اینکه فقط بپرسیم:
«چرا همکاری نمیکنی؟»
یک قدم عقبتر برویم و بپرسیم:
«چه چیزی باعث شده همکاری کردن برایت سخت باشد؟»
همین تغییر نگاه میتواند نقطه شروع یک رابطه بهتر و یک کلاس امنتر باشد.
DrZzone؛ جایی برای دیدن کلاس از زاویهای فراتر از رفتار.
