چطور با بچهها در کلاس رابطه مثبت بسازیم | Drzzone

رابطه مثبت معلم و کودک در کلاس زبان؛ چگونه اعتماد و امنیت بسازیم؟ | DrZzone
رابطهای که بین معلم و کودک شکل میگیرد، فقط به فضای عاطفی کلاس مربوط نیست؛ این رابطه میتواند روی مشارکت، احساس امنیت، انگیزه و نحوه واکنش کودک به چالشهای یادگیری نیز اثر بگذارد.
وقتی کودک احساس کند معلم او را میبیند، به حرفش گوش میدهد و بدون تحقیر با او رفتار میکند، احتمال بیشتری دارد که سؤال بپرسد، اشتباه کند، دوباره تلاش کند و در فعالیتهای کلاس مشارکت داشته باشد.
البته رابطه مثبت به معنی این نیست که معلم باید با همه کودکان دوست صمیمی باشد یا همیشه به خواستههای آنها پاسخ مثبت بدهد.
رابطه خوب یعنی کودک همزمان احساس کند دیده و محترم است و چارچوبهای کلاس نیز روشن و قابل پیشبینی هستند.
چرا رابطه معلم و کودک اهمیت دارد؟
۱. مشارکت بیشتر در یادگیری
کودکی که از واکنش معلم نمیترسد، معمولاً راحتتر در فعالیتها شرکت میکند.
مثلاً اگر کودک بداند که یک پاسخ اشتباه با تمسخر یا سرزنش همراه نمیشود، احتمال بیشتری دارد که دستش را بالا ببرد و پاسخ خود را امتحان کند.
بنابراین گاهی مسئله فقط این نیست که:
«چطور کودک را وادار کنیم جواب بدهد؟»
بلکه باید بپرسیم:
«آیا فضای کلاس به کودک اجازه میدهد بدون ترس از تحقیر، جوابش را امتحان کند؟»
۲. احساس امنیت و تعلق
کودکان به یکسان به محیط کلاس واکنش نشان نمیدهند.
بعضیها خیلی سریع با معلم ارتباط میگیرند و بعضی دیگر به زمان بیشتری نیاز دارند.
یک رابطه قابل اعتماد به کودک پیام میدهد:
«اینجا جایی است که میتوانم خودم باشم، سؤال بپرسم و برای یادگیری کمک بخواهم.»
این احساس امنیت میتواند زمینه مشارکت و ارتباط بهتر را فراهم کند.
۳. کاهش بخشی از رفتارهای چالشبرانگیز
رابطه خوب به این معنی نیست که کودک دیگر هیچ رفتار چالشبرانگیزی نشان نمیدهد.
کودکان ممکن است به دلایل مختلفی بیقرار شوند، مخالفت کنند، عصبانی شوند یا از فعالیتی اجتناب کنند.
اما وقتی رابطهای مبتنی بر اعتماد و احترام وجود داشته باشد، معلم معمولاً راحتتر میتواند در موقعیت دشوار با کودک ارتباط برقرار کند و قبل از تبدیل شدن مسئله به یک درگیری بزرگ، آن را مدیریت کند.
پس رابطه مثبت جایگزین مدیریت کلاس نیست؛ یکی از پایههای مدیریت بهتر کلاس است.
چطور با کودکان رابطه مثبت بسازیم؟
۱. کودک را ببینید، نه فقط عملکردش را
گاهی تمام گفتوگوی ما با یک کودک به این محدود میشود:
«کتابت رو باز کن.»
«جواب بده.»
«ساکت باش.»
«نوبتت رو رعایت کن.»
اما رابطه فقط از دستورها ساخته نمیشود.
گاهی یک سؤال ساده مثل:
«امروز حالت چطوره؟»
یا توجه به یک جزئیات کوچک که برای کودک مهم است، به او نشان میدهد که فقط به عنوان «زبانآموز کلاس» دیده نمیشود.
البته این توجه نباید به معنای ورود به حریم خصوصی کودک باشد. معلم همچنان مرزهای حرفهای خود را حفظ میکند.
۲. اسم کودک را به خاطر بسپارید
شنیدن اسم خودمان از زبان کسی که با او تعامل داریم، حس دیدهشدن ایجاد میکند.
تا جای ممکن نام کودکان را درست یاد بگیریم و هنگام خطاب قرار دادنشان از نامشان استفاده کنیم.
بهخصوص در کلاسهای پرجمعیت، همین کار کوچک میتواند به ایجاد ارتباط فردی کمک کند.
۳. گوش دادن فعال را تمرین کنید
وقتی کودک چیزی میگوید، لازم نیست همیشه سریع راهحل ارائه کنیم.
گاهی کافی است چند ثانیه واقعاً گوش بدهیم.
مثلاً اگر کودک میگوید:
«من این بازی رو دوست ندارم.»
به جای اینکه فوراً بگوییم:
«چرا؟ بازی که خوبه!»
میتوانیم بگوییم:
«میفهمم که این بازی رو دوست نداری. بگو ببینم کدوم قسمت برات سخته؟»
این به معنی پذیرفتن همه خواستههای کودک نیست.
گوش دادن با موافقت کردن یکی نیست.
۴. احساس را بشناسید، بعد سراغ مسئله بروید
وقتی کودک ناراحت یا عصبانی است، گاهی تلاش برای حل فوری مشکل نتیجه خوبی نمیدهد.
مثلاً:
«میدونم ناراحتی چون نوبتت نرسید. بیا ببینیم چطور میتونیم ادامه بدیم.»
ابتدا احساس کودک دیده میشود و بعد مسئله مدیریت میشود.
البته اعتبار دادن به احساس به معنی تأیید هر رفتاری نیست.
میتوانیم بگوییم:
«میفهمم عصبانی هستی، اما زدن دوستت قابل قبول نیست.»
این دو پیام میتوانند همزمان وجود داشته باشند.
۵. تلاش را ببینید، نه فقط نتیجه را
بازخورد خوب، دقیق و مشخص است.
به جای:
«آفرین، بچه خوبی هستی.»
میتوانیم بگوییم:
«دیدم با اینکه این کلمه سخت بود، دوباره امتحانش کردی.»
یا:
«خیلی خوب صبر کردی تا نوبتت بشه.»
این نوع بازخورد به کودک نشان میدهد دقیقاً چه رفتاری دیده شده است.
۶. هیجان خودتان را مدیریت کنید
معلم فقط با محتوای درس آموزش نمیدهد؛ نحوه واکنش خودش نیز بخشی از فضای کلاس است.
اگر معلم در موقعیت دشوار سریع فریاد بزند، کودک ممکن است یاد بگیرد که در موقعیت تنش، فریاد زدن راه حل است.
در مقابل، صدای آرام و قاطع میتواند پیام متفاوتی منتقل کند:
«این رفتار قابل قبول نیست، اما برای حلش لازم نیست سر هم داد بزنیم.»
آرام بودن به معنی منفعل بودن نیست.
معلم میتواند همزمان مهربان، قاطع و دارای مرز باشد.
آیا باید برای هر کودک «زمان شخصی» داشته باشیم؟
وقت کوتاه و باکیفیت برای تعامل فردی میتواند مفید باشد، اما لازم نیست معلم برای هر کودک زمان جداگانه و طولانی تعیین کند.
گاهی همین لحظههای کوتاه کافی هستند:
پرسیدن نظر کودک درباره یک فعالیت
دیدن نقاشی یا کاری که انجام داده
تشکر بابت همکاری
چند ثانیه گفتوگوی کوتاه قبل یا بعد از کلاس
توجه به علاقهای که قبلاً درباره آن صحبت کرده است
رابطه قوی معمولاً از تعاملهای کوچک و تکرارشونده ساخته میشود، نه یک گفتوگوی طولانی و یکباره.
بازی و خلاقیت؛ پلی برای ارتباط
در کلاس زبان کودک، بازی فقط ابزاری برای سرگرم کردن بچهها نیست.
بازیهای مشارکتی، داستانگویی، نقشآفرینی، فعالیتهای حرکتی و پروژههای خلاقانه فرصتهایی ایجاد میکنند که معلم و کودک در یک فعالیت مشترک قرار بگیرند.
وقتی معلم فقط «ارزیاب پاسخ درست» نباشد و گاهی در فعالیت مشارکت کند، ارتباط طبیعیتری شکل میگیرد.
با این حال، فعالیت باید هدف آموزشی مشخصی داشته باشد و بازی نباید تنها راه ایجاد رابطه با کودکان باشد.
در موقعیتهای دشوار چه کنیم؟
فرض کنید کودکی وسط فعالیت میگوید:
«من انجام نمیدم!»
به جای اینکه فوراً وارد جنگ قدرت شویم، میتوانیم ابتدا بفهمیم چه چیزی پشت این مقاومت است:
«میبینم نمیخوای شروع کنی. کدوم قسمت برات سخته؟»
یا دو انتخاب محدود بدهیم:
«میخوای اول با من انجامش بدی یا با پارتنرت؟»
انتخاب محدود به کودک احساس کنترل میدهد، بدون اینکه چارچوب فعالیت کاملاً از بین برود.
چند اشتباه رایج در رابطه با کودکان
رابطه مثبت گاهی با چند رفتار اشتباه اشتباه گرفته میشود:
صمیمیت بیش از حد
معلم قرار نیست بهترین دوست کودک باشد.
مرزهای حرفهای همچنان مهم هستند.
اجازه دادن به همه چیز
احترام به کودک به معنی حذف قوانین نیست.
کودکان به قوانین روشن، ثبات و پیشبینیپذیری هم نیاز دارند.
محبت مشروط
نباید پیام ما این باشد که:
«اگر خوب رفتار کنی، دوستت دارم.»
ارزش کودک به عملکرد یا رفتار او وابسته نیست؛ در عین حال، رفتارهای نامناسب همچنان باید اصلاح شوند.
توجه فقط هنگام مشکل
اگر تمام تعامل معلم با یک کودک به تذکر دادن محدود شود، کودک ممکن است معلم را فقط با «نه» و «نکن» تجربه کند.
پس لحظههای مثبت را هم آگاهانه ایجاد کنیم.
چند عادت ساده برای ساختن رابطه بهتر | DrZzone
در هر جلسه میتوانیم فقط چند کار کوچک را آگاهانه انجام دهیم:
قبل از کلاس:
نام چند کودک را آگاهانه به یاد بیاوریم و با توجه به آنها سلام کنیم.
حین کلاس:
حداقل یک رفتار مثبت را بهطور مشخص ببینیم و بازخورد بدهیم.
در موقعیت دشوار:
قبل از واکنش، چند ثانیه مکث کنیم.
بعد از کلاس:
از خودمان بپرسیم:
«امروز کدام کودک بیشتر از همیشه به ارتباط من نیاز داشت؟»
همین سؤال ساده میتواند نگاه ما را از «چه کسی کلاس را به هم زد؟» به «چه چیزی در این کودک یا موقعیت نیاز به توجه داشت؟» تغییر دهد.
جمعبندی | DrZzone
رابطه مثبت معلم و کودک در یک روز ساخته نمیشود.
این رابطه از سلام کردن، گوش دادن، احترام گذاشتن، رعایت مرزها، بازخورد دادن، مدیریت هیجان و صدها تعامل کوچک ساخته میشود.
معلم لازم نیست همیشه لبخند بزند، همه خواستههای کودک را بپذیرد یا هیچوقت عصبانی نشود.
آنچه اهمیت دارد این است که کودک در طول زمان تجربه کند:
«معلم من من را میبیند، به من احترام میگذارد، از من انتظار دارد و وقتی اشتباه میکنم، به جای تحقیر کردنم کمکم میکند.»
چنین رابطهای فقط کلاس را دلپذیرتر نمیکند؛ میتواند زمینهای فراهم کند که کودک با خیال راحتتر سؤال بپرسد، اشتباه کند، مشارکت کند و یاد بگیرد.
DrZzone؛ جایی برای ساختن رابطههایی که یادگیری را انسانیتر میکنند.
