چگونه با کودک پرتحرک کلاس زبان، با آرامش و هوشمندی رفتار کنیم؟ | Drzzone

کودک بیشفعال در کلاس زبان؛ چگونه بدون خشم کلاس را مدیریت کنیم؟| DrZzone
اگر در کلاس با کودکی روبهرو شدهاید که:
مدام از جایش بلند میشود،
وسط درس ناگهان درباره دایناسورها یا موضوعی کاملاً متفاوت صحبت میکند،
قبل از تمام شدن دستور معلم شروع به کار میکند،
وسط بازی قوانین را فراموش میکند،
یا هنگام شعر خواندن کاری میکند که تمام کلاس بخندد،
احتمالاً این فکر حداقل یک بار از ذهنتان گذشته است:
«دیگه صبرم داره تموم میشه!»
کار با کودکانی که رفتارهای پرتحرک، تکانشی یا کمتوجه دارند، میتواند برای معلم واقعاً چالشبرانگیز باشد؛ مخصوصاً در کلاس زبان که بخش زیادی از یادگیری به نشستن، گوش دادن، منتظر ماندن برای نوبت و پیروی از دستورالعملها نیاز دارد.
اما قبل از اینکه برچسب «بیشفعال» به کودک بزنیم، یک نکته بسیار مهم وجود دارد:
هر کودک پرتحرک یا حواسپرتی لزوماً ADHD ندارد.
اختلال نقص توجه/بیشفعالی یا ADHD یک اختلال عصبرشدی است که تشخیص آن به بررسی الگوی رفتاری کودک در موقعیتهای مختلف و توسط متخصص نیاز دارد. بنابراین معلم میتواند رفتارها را مشاهده و برای حمایت از کودک محیط کلاس را تنظیم کند، اما نباید صرفاً بر اساس رفتارهای کلاسی برای کودک تشخیص بگذارد.
—
ADHD چیست؟
ADHD معمولاً با سه دسته اصلی از ویژگیها شناخته میشود:
۱. بیتوجهی
ممکن است کودک:
در دنبال کردن دستورهای چندمرحلهای مشکل داشته باشد،
وسایلش را زیاد گم کند،
بهراحتی حواسش پرت شود،
در فعالیتهای طولانی تمرکز خود را از دست بدهد،
یا کارها را نیمهتمام رها کند.
۲. بیشفعالی
ممکن است کودک:
زیاد حرکت کند،
هنگام نشستن بیقرار باشد،
زیاد صحبت کند،
یا برای موقعیتهایی که نیاز به آرام ماندن دارند، دشواری بیشتری تجربه کند.
۳. تکانشگری
ممکن است کودک:
قبل از تمام شدن سؤال جواب بدهد،
وسط صحبت دیگران بپرد،
برای نوبتش صبر نکند،
یا بدون فکر کردن درباره پیامد یک رفتار، سریع آن را انجام دهد.
اما نکته مهم این است که شدت و شکل این رفتارها در کودکان متفاوت است و صرف دیدن یکی دو مورد از آنها به معنای ADHD نیست.
چرا مدیریت این کودکان برای معلم سخت میشود؟
معلم ممکن است احساس کند دائماً باید کودک را برگرداند:
«بشین.»
«گوش بده.»
«صبر کن نوبتت بشه.»
«دست نزن.»
«وسط حرف من نپر.»
وقتی این جملات بارها در یک جلسه تکرار شوند، طبیعی است که انرژی و صبر معلم کاهش پیدا کند.
از طرف دیگر، اگر معلم احساس کند رفتار کودک عمداً برای برهم زدن کلاس اتفاق میافتد، ممکن است واکنش عاطفی شدیدتری نشان دهد.
اما تغییر یک سؤال میتواند نگاه ما را عوض کند:
به جای اینکه بپرسیم:
«چرا این بچه این کار رو میکنه؟»
بپرسیم:
«چه چیزی در این موقعیت باعث میشه انجام دادن رفتار مناسب برای این کودک سختتر بشه؟»
این تغییر نگاه به معنای نادیده گرفتن رفتار نامناسب نیست؛ بلکه کمک میکند پاسخ مؤثرتری انتخاب کنیم.
آیا باید انتظار داشته باشیم کودک مدت طولانی کاملاً بیحرکت بنشیند؟
یکی از اشتباهات رایج، طراحی کلاس بر اساس این تصور است که همه کودکان باید برای مدت طولانی یکجا بنشینند و گوش دهند.
بهخصوص در کلاس کودکان، توجه پایدار به یک فعالیت به عوامل مختلفی مثل سن، نوع فعالیت، دشواری کار، محیط و ویژگیهای فردی کودک بستگی دارد.
بنابراین به جای اینکه فقط بگوییم:
«باید بیست دقیقه ساکت بشینی.»
میتوانیم فعالیت را به بخشهای کوتاهتر تقسیم کنیم.
مثلاً:
۵ دقیقه فعالیت → حرکت کوتاه → فعالیت بعدی
یا:
گوش دادن → پاسخ دادن → حرکت → تمرین
هدف این نیست که کودک را از هر فعالیتی که نیاز به نشستن دارد معاف کنیم؛ هدف این است که ساختار کلاس را با نیازهای واقعی کودکان هماهنگتر کنیم.
چگونه کودک دارای رفتارهای بیشفعالی یا تکانشی را بدون خشم مدیریت کنیم؟
۱. دستورها را کوتاه و مشخص کنید
دستورهای طولانی ممکن است برای بعضی کودکان دشوارتر باشند.
به جای اینکه بگوییم:
«بچهها کتابهاتون رو باز کنید، صفحه ۲۵ رو پیدا کنید، تمرین دوم رو انجام بدید و بعد جوابها رو با دوستتون چک کنید.»
میتوانیم مراحل را جدا کنیم:
«کتابهاتون رو باز کنید.»
بعد از انجام آن:
«صفحه ۲۵.»
و سپس:
«تمرین دوم.»
این کار فقط برای کودکان دارای ADHD مفید نیست؛ بسیاری از کودکان از دستورهای کوتاه و مرحلهای بهتر استفاده میکنند.
۲. قبل از شروع فعالیت، انتظار خود را مشخص کنید
به جای اینکه بعد از ایجاد مشکل واکنش نشان دهیم، میتوانیم قبل از فعالیت قوانین را یادآوری کنیم.
مثلاً:
«الان یه بازی آروم داریم. اول گوش میدیم، بعد نوبت هر نفر میرسه.»
یا:
«این فعالیت سه دقیقه طول میکشه. بعدش یه حرکت کوتاه داریم.»
وقتی کودک بداند چه چیزی قرار است اتفاق بیفتد، پیشبینی کردن موقعیت برایش آسانتر میشود.
۳. حرکت را به دشمن یادگیری تبدیل نکنید
یکی از بهترین تغییرات در کلاس کودک این است که حرکت را همیشه مشکل تلقی نکنیم.
حرکت میتواند بخشی از فعالیت آموزشی باشد.
مثلاً:
Flashcard Hunt
فلشکارتها را در قسمتهای مختلف کلاس قرار دهید و از کودکان بخواهید کارت موردنظر را پیدا کنند.
Simon Says
دستورهای زبانی را با حرکت ترکیب کنید.
Move to the Answer
برای هر گزینه یک قسمت از کلاس تعیین کنید و کودک برای انتخاب پاسخ به محل مربوط حرکت کند.
Board Race
فعالیت نوشتاری را به یک فعالیت کوتاه حرکتی تبدیل کنید.
در این حالت، کودک فرصت حرکت دارد، اما حرکت همچنان در خدمت یادگیری است.
هدف، بیحرکت کردن کودک نیست؛ هدف، هدایت حرکت در مسیر یادگیری است.
۴. به کودک نقش بدهید
اگر کودکی دائماً دوست دارد حرکت کند، میتوانیم بخشی از این نیاز را در ساختار کلاس قرار دهیم.
مثلاً:
مسئول پخش کردن فلشکارتها
کمک به جمع کردن وسایل
آوردن یک وسیله از میز معلم
نشان دادن کارت بعدی
کمک در آماده کردن فعالیت
البته این مسئولیت نباید تبدیل به «جایزه برای بدرفتاری» شود.
بهتر است نقشها بخشی طبیعی از ساختار کلاس باشند و در صورت امکان بین کودکان مختلف تقسیم شوند.
۵. قوانین کلاس را کوتاه و قابل مشاهده کنید
به جای اینکه هر جلسه دهها بار قوانین را تکرار کنیم، چند قانون ساده داشته باشیم.
مثلاً:
👂 گوش میدهیم.
✋ نوبتمان را رعایت میکنیم.
🤝 با هم مهربانیم.
🚶 در زمان مناسب حرکت میکنیم.
میتوان این قوانین را با تصویر، حرکت یا علامتهای ساده همراه کرد.
در کلاس زبان، این کار حتی میتواند بخشی از آموزش زبان هم باشد.
۶. بازخورد را سریع و مشخص بدهید
وقتی کودک رفتار مناسبی انجام میدهد، لازم نیست همیشه منتظر پایان کلاس بمانیم تا به آن اشاره کنیم.
بازخورد کوتاه و مشخص میتواند مفید باشد:
«دیدم صبر کردی تا نوبتت بشه.»
«این بار دستور رو کامل دنبال کردی.»
«دیدم قبل از جواب دادن دستت رو بالا بردی.»
این نوع بازخورد از «آفرین» دقیقتر است، چون کودک میفهمد دقیقاً کدام رفتار مورد توجه قرار گرفته است.
۷. رفتار مطلوب را بیشتر ببینید
اگر تمام توجه معلم فقط زمانی به کودک داده شود که رفتارش مشکلساز شده، ممکن است تعامل معلم و کودک به چرخهای از تذکرهای مداوم تبدیل شود.
برای همین، در کنار اصلاح رفتار، لحظههایی را هم پیدا کنید که کودک در حال همکاری است.
مثلاً اگر کودک چند دقیقه آرام نشسته و فعالیت را دنبال کرده، همان رفتار را ببینید.
نه با اغراق، بلکه طبیعی:
«خوبه، داری فعالیت رو دنبال میکنی.»
این نگاه کمک میکند رابطه معلم و کودک فقط حول «تذکر دادن» شکل نگیرد.
اگر کودک وسط کلاس ناگهان نظم را به هم زد چه کنیم؟
اولین واکنش معلم بسیار مهم است.
اگر کودک وسط فعالیت بلند شد و شروع به صحبت کرد:
فریاد نزنید.
او را جلوی بقیه تحقیر نکنید.
رفتارش را به شخصیتش نسبت ندهید.
جملههایی مثل:
«تو همیشه کلاس رو به هم میریزی.»
یا:
«اصلاً نمیتونی درست رفتار کنی.»
به کودک کمک نمیکنند بفهمد دفعه بعد چه کاری باید انجام دهد.
به جای آن، پیام کوتاه و مشخص بدهید:
«الان زمان نشستن و گوش دادنه. بعد از این قسمت، نوبت حرکت داریم.»
اگر نیاز به صحبت بیشتری بود، بهتر است تا حد امکان آن را در فضایی آرام و دور از نگاه دیگران انجام دهید.
آیا باید به کودک بگوییم «کنترل بدنت دست خودته»؟
بهتر است مراقب نوع جملهبندی باشیم.
برای کودکی که با تنظیم توجه، فعالیت یا تکانشگری مشکل دارد، جملهای مثل:
«خب خودتو کنترل کن دیگه!»
کمک زیادی نمیکند.
بهتر است رفتار جایگزین را مشخص کنیم:
«وقتی میخوای چیزی بگی، دستت رو بالا ببر.»
یا:
«اگر نیاز داری حرکت کنی، بعد از این قسمت میتونی از جات بلند شی.»
کودک به جای اینکه فقط بشنود «این کار را نکن»، یاد میگیرد چه کاری را جایگزین آن کند.
آیا تنبیه و تهدید جواب میدهد؟
تهدید، فریاد و تحقیر ممکن است در لحظه رفتار را متوقف کند، اما این به معنای حل شدن مسئله نیست.
هدف مدیریت کلاس فقط ساکت شدن کودک برای چند دقیقه نیست.
هدف این است که کودک به مرور یاد بگیرد:
چه انتظاری از او وجود دارد،
چه زمانی میتواند حرکت کند،
چگونه نوبت خود را رعایت کند،
چطور درخواست کمک کند،
و چگونه رفتار خود را در موقعیتهای مختلف تنظیم کند.
برای همین، قاطعیت با خشم تفاوت دارد.
معلم میتواند کاملاً جدی باشد، بدون اینکه کودک را بترساند یا تحقیر کند.
مراقبت از احساسات خود معلم
این بخش شاید از تمام تکنیکهای بالا مهمتر باشد.
گاهی کودک کار اشتباهی نمیکند که ذاتاً بسیار بزرگ باشد؛ چیزی که معلم را خسته میکند، تکرار آن رفتار است.
یک بار بلند شدن از صندلی شاید مسئله بزرگی نباشد.
اما وقتی برای دهمین بار اتفاق میافتد، ممکن است معلم احساس کند دیگر تحمل ندارد.
در چنین لحظهای قبل از واکنش، یک مکث کوتاه میتواند کمککننده باشد.
یک نفس.
یک قدم عقب.
کاهش تن صدا.
و بعد یک دستور کوتاه.
معلم قرار نیست هیچوقت عصبانی نشود. خستگی و ناراحتی بخشی از تجربه انسانی هستند.
اما مهم است که تا حد امکان، خشم خودمان را به ابزار مدیریت کودک تبدیل نکنیم.
کودک «علیه معلم» نیست
یکی از تغییرات مهم در نگرش معلم این است که رفتار کودک را همیشه شخصی نکند.
وقتی کودک وسط حرف معلم میپرد، ممکن است معلم احساس کند:
«داره به من بیاحترامی میکنه.»
اما اگر رفتار را جدا از شخصیت کودک ببینیم، میتوانیم بگوییم:
«این رفتار در این موقعیت مناسب نیست؛ بیا راه دیگری برایش پیدا کنیم.»
این تفاوت کوچک بسیار مهم است.
کودک مشکل نیست؛ یک رفتار یا یک نیاز به حمایت وجود دارد که باید مدیریت شود.
چند جمله کاربردی برای معلم
به جای:
«باز شروع کردی!»
بگویید:
«الان نوبت گوش دادنه؛ بعدش بهت فرصت میدم صحبت کنی.»
به جای:
«چرا نمیتونی یه جا بشینی؟»
بگویید:
«این قسمت کوتاهه؛ بعدش یه فعالیت حرکتی داریم.»
به جای:
«تو اصلاً گوش نمیدی!»
بگویید:
«فقط مرحله اول رو با هم انجام بدیم.»
به جای:
«کلاس رو به هم نریز.»
بگویید:
«بیا ببینیم چطور میتونی توی فعالیت به گروه کمک کنی.»
چه زمانی باید از والدین یا متخصص کمک گرفت؟
اگر رفتارهای کودک به شکل مداوم و قابل توجهی روی یادگیری، روابط او با دیگران یا عملکرد روزمرهاش تأثیر میگذارند، بهتر است موضوع با والدین و در صورت نیاز با متخصص مربوطه مطرح شود.
معلم میتواند درباره رفتارهای مشاهدهشده صحبت کند، نه درباره تشخیص.
مثلاً به جای:
«فکر کنم بچه شما ADHD داره.»
بهتر است بگوییم:
«در چند جلسه اخیر متوجه شدم هنگام فعالیتهای نشسته، بلند شدن و صحبت کردن بدون نوبت برایش دشوارتر است. میخواستم ببینم شما هم این الگو را در موقعیتهای دیگر مشاهده کردهاید؟»
این نوع گفتوگو هم حرفهایتر است و هم از برچسب زدن زودهنگام جلوگیری میکند.
نکته مهم برای معلم زبان
کلاس زبان قرار نیست آزمایشگاه سکوت باشد.
قرار نیست همه کودکان برای یک مدت مشخص کاملاً بیحرکت بنشینند و فقط به معلم نگاه کنند.
یک کلاس خوب میتواند حرکت، صدا، بازی، تعامل و در عین حال ساختار داشته باشد.
مسئله این نیست که کودک را کاملاً بیحرکت کنیم.
مسئله این است که کمک کنیم انرژی، توجه و مشارکت او در مسیری قرار بگیرد که یادگیری در آن اتفاق بیفتد.
جمعبندی | DrZzone
کار با کودکی که رفتارهای بیشفعالی، تکانشگری یا کمتوجهی دارد، همیشه آسان نیست.
اما اولین قدم، برچسب زدن نیست.
مشاهده کنیم.
ساختار بدهیم.
دستورها را کوتاه کنیم.
حرکت را وارد یادگیری کنیم.
رفتار مطلوب را ببینیم.
و مهمتر از همه، احساسات خودمان را مدیریت کنیم.
اگر کودک در کلاس مدام حرکت میکند، لازم نیست اولین واکنش ما این باشد که:
«چطور ساکتش کنم؟»
گاهی سؤال بهتر این است:
«چطور محیط کلاس را طوری طراحی کنم که این کودک هم بتواند در آن یاد بگیرد؟»
قاطعیت، آرامش و انعطاف میتوانند همزمان وجود داشته باشند.
و شاید یکی از مهمترین مهارتهای یک معلم حرفهای این باشد که بداند مدیریت کلاس فقط مدیریت رفتار کودکان نیست؛ مدیریت واکنش خودمان هم هست.
DrZzone؛ جایی برای نگاه دقیقتر به کودک، کلاس و چالشهای واقعی معلم.
